خشت یکم

وبلاگی برای معماری، هنر

مکان- چکیده

 

مکان

از شور تا شعور

بررسی مکان از احساس تا منطق

چکیده:

مفهوم مکان[1] از مفاهیم پایه ای در حوزه ی معماری و طراحی است. هدف نهایی در معماری خلق مکان است و نتیجه ی کار معمار «مکان» خواهد بود. اما ویژگی یا ویژگی های مکان چیست؟ تعریف مکان شاهد اختلاف نظرهای زیادی بود است. درک مفهوم مکان و ویژگی های آن راه گشای طراح و معمار در خلق مکانی مطلوب، شایسته و درخور باشیدن انسان است. از همین رو می توان به اهمیت موضوع پی برد. به همین سبب در دوران مختلف و در نزد اندیشمندان متفاوت و در حوزه های گوناگون تلاش های زیادی برای دست یابی به تعریف روشنی از آن شده است. در حوزه ی معماری به طور خاص، مکان و ویژگی های آن اهمیتی دو چندان می یابد. با توجه به این نکته که دریافت معمار از مفهوم و معنی مکان اثری مستقیم بر نتیجه ی کار وی خواهد داشت دست به نگارش این مقاله زده شد.

در این مقاله تلاش شده تا با رویکردی تطبیقی شیوه های برخورد با مفهوم مکان در گذر زمان و دردیدگاه های متفاوت بررسی شود.

 



1- Place

  
نویسنده : کامیاب رحیم ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
تگ ها : مکان

همدردی

انالله وانا الیه راجعون...

متأسفانه با خبر شدیم پدربزرگ حامد عزیز  دارفانی را وداع گفتند.

بدینوسیله از طرف خودم و تمام بچه هایی که توی خشت یکم هستند و تمام دوستان و همکلاسی های 85 این مصیبت را به حامد و خانواده محترم و بازماندگان آن مرحوم تسلیت گفته و از خداوند بزرگ علوّ درجات برای آن مرحوم و صبر جزیل برای خانواده و بازماندگانش خواستاریم...

حامد جان! ما را در غم خودت شریک بدان...

  
نویسنده : بهزادزندی ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸
تگ ها : تسلیت

مسابقه معماری آسمانخراش eVolo-اطلاع رسانی


مسابقه معماری آسمانخراشeVolo

eVolo  دانشجویان، معماران حرفه ای ، مهندسان ، طراحان را برای شرکت در مسابقه آسمانخراش در سال  2010 دعوت می کند. بررسی رابطه بین "آسمان خراش و جهان طبیعی" ، "آسمان خراش و جامعه" و "آسمان خراش و زندگی" شهری ایده اصلی این مسابقه است.

در چند سال گذشته صدها  آسمان خراش جدید در سراسر جهان بدون توجه و دقت محیط زیست ساخته شده و در چهار گوشه دنیا گسترش یافته اند. نیاز به برنامه ریزی شهری و طراحی معماری به شدت احساس می شود.

هدف از این مسابقه این است که با فشار به تخیلمان موضوع آسمان خراش را با توجه به موارد زیر از نوع تعریف کنیم

استفاده از مواد جدید ، فناوری ، زیبایی شناسی ، برنامه های دوباره تعریف کردن ، و سازمان فضایی. جهانی شدن ، گرم شدن محیط زیست ، انعطاف پذیری ، سازگاری ، و انقلاب دیجیتال

اینها تنها تعداد کمی از عناصر چند لایه ای است که باید در نظر گرفته شود.

----------

این خبر به نقل از پایگاه مسابقات معماری بود.


و اما

مسابقه معماری آسمانخراشeVolo یکی از مسابقات آسمانخراش در دنیاست که از سال 2006 هر ساله برگذار میشه. اساس این مسابقه خلاقیته و از اونجایی که حضور برای دانشجویان آزاده تا  مبلغی که برای ثبت نام میگیرن زیاد نیست. داوران هم افراد معروفی نیستن تعداد زیادیشون از برند ه های سال گذشته هستن.

در این مسابقه شما محدودیتی در تعداد آثار ندارید ولی توجه کنید برای هر اثری که بفرستید یک فیش باید واریز کنید. مبلغ ورودی امسال 60 دلار امریکا تا 17 نوامبر 2009 و 85 دلار از 17 نوامبر 2009 تا 12 ژانیه 2010 هست. آخرین فرجه ارسال آثار هم 18 ژانویه 2010 هست. 22 فوریه هم برنده مسابقه معرفی میشه.

مسابقه به صورت دیجیتال برگذار میشه یعنی نمی خواد کاغد و مقوا سیاه کنید و پست کنید. باید کار هاتونو میل کنید. دوتا شیت هم بیشتر نباید باشه

جایزه:

نفر اول 2000 $

نفر دوم 1000 $

نفر سوم 500 $

مابقی اطلاعات رو خودتون زحمتش رو بکشید

اینم لینک سایت مسابقه:

http://www.evolo-arch.com/

 

  
نویسنده : خشت یکم ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤

تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری (بخش 1)

سلام به همه دوستان و معماران وبلاگ خشت یکم

یه عذرخواهی به حامد آخوندی بدهکارم، از همین جا ازش عذرخواهی می‌کنم(خودش میدونه بابت چی!).

یه تشکر ویژه هم باید از حامد آخوندی داشته باشم که منم به وبلاگش دعوت کرد.

 

تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری (بخش 1)

برای من از همون اول سوال بود چطور یه فلسفه به علم، هنر و در نهایت به معاری تاثیر میذاره؟

و از طرف دیگه وقتی از دوران جدید صحبت می‌شد(راجع به همه چیز؛ سیاست، مدرنیته و قوانین مدنی و اجتماعی و ...) همیشه یه واژه بود که بحث به اون کلمه می‌رسید و اون کلمه " اومانیسم" بود! خیلی دوست داشتم راجع به اومانیسم تحقیق کنم. 

تو درس انسان، طبیعت- معماری به این خواسته‌ها رسیدم، سوال اول رو با خواسته دوم تو یه موضوع جمع کردم و عنوان پروژه این واحد شد: تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری.

(2 نکته: تو این پروژه یه هم‌‌گروهی خوب به نام سعید شیری داشتم و اینکه مطالب به صورت خلاصه اومده)

 

تو بخش اول به یه سری واژه و خود اصل اومانیسم مورد بررسی قرار می‌گیره:

انسان: در لغت به معنای بشر، مردم، آدمی زاده، حیوان ناطق، و ماخوذ است از انس به معنای الفت گرفتن و بعضی گفته اند ماخوذ از نسیان است و ...

انسانیت: یعنی همچون انسان کامل بودن (مقام انسان کامل در تصوف بالاترین مقامی که انسان بدان تواند رسید یعنی مرتبه فناء فی الله است) و این مرتبه ای است که خاص اولیاء است و هر کس به تناسب قابلیت و همتش به مرتبه‌ای از مراتب آن دست می یابد.

انسان‌گرایی: پدیده ای رنسانسی است که در تقابل با انسانیت قرار می‌گیرد، شریعتی در این باره می‌گوید: اومانیسم می گوید که باید ارزش های خارجی را به نام دین، به نام خدا، به نام طبیعت، حقیقت علمی، مصالح عقلی ... و به هر نام دور بریزم، که این خود انسان و طرز ساختمان اوست که مهم است.

 

تفاوت دیدگاه انسانیت و انسان‌گرایی نسبت به انسان:

می‌توان گفت که انسانیت نگاهی آرمانی و کمال‌گرایانه به انسان است و انسان‌گرایی نگاهی ملموس و واقع گرایانه. دگرگونی نگرش انسان به جهان، دگرگونی هویت‌ها را در پی داشت. انسان سنتی (مذهبی) جهان را برهه‌ای می‌دانست میان بودن ازلی و ماندن ابدی: انا لله و انا الیه راجعون، و هویت خویش را خارج از جهان مادی جستجو می‌کرد. انسان مدرن آمده بود تا خود را آن گونه که می‌خواست بسازد.

 

" انسان هنگامی که از مذهب سره خورد،

و هنگامی که به خاطر رنج های درونی و به خاطر ستم‌های اجتماعی و به خاطر تفاوت و تبعیض در خلقت، از خدا رمید به علم رو آورد و در عبد علم به پرستش خویش رسید.

 این انسان فراری، دعوی خود کفایی و خودمحوری داشت، می خواست خود بار خویش را به دوش بگیرد و سنگینی خدایان آسمانی و زمینی را از دوش خود بردارد."

اومانیسم (انسان‌محوری):

اومانیسم در اواخر قرن سیزدهم در ایتالیا شکل گرفت و ابتدا به شکل جنبش ادبی بود. سپس رنگ سیاسی و عقیدتی به خود گرفت و توانست به کشورهایی مانند: آلمان، فرانسه و اسپانیا و انگلیس رخنه کند. اومانیسم جوهر فرهنگی عصر جدید غرب است. بر اساس این اصل، انسان، مدار و محور همه چیز و خالق همه ارزش ها و ملاک تشخیص خیر و شر است، و وجدان انسانی داور نهایی در تشخیص کژی‌ها از خوبی‌هاست و ورای انسان و عمل او، ارزش اخلاقی و فضیلتی وجود ندارد. در تفکر اومانیستی، انسان جای خدا می نشیند.

 

                                   

اومانیسم:

فیور باخ می گوید: « محور دین خدا نیست، بلکه انسان است و دین ساخته و پرداخته دست انسان می‌باشد. اما در حیوانات دیگر چنین قدرتی یافت نمی‌شود. و تنها امتیاز انسان نسبت به حیوانات دیگر برخورداری از عقل، اراده و محبت و هدف خلقت، کمال بخشیدن به آنها می‌باشد.»

مفهوم سکولاریزم وسیع و اومانیسم در اروپا، به فلسفة انسانی معروف است که یکی از زمینه های شکل گیری سکولاریزم در اروپا است و اهتمام بیش از حد به علوم انسانی، از قبیل لغت، شعر و تاریخ و ادبیات نیز ازجمله زمینه های شکل گیری سکولاریزم در اروپا به شمار می‌آیند. البته عوامل دیگری نیز وجود داشته است. هدف از این کار تبیین رابطة انسانها با یکدیگر و ایجاد تفاهم در جهت ایجاد جامعة برتر بود. البته ایجاد جامعه برتر جامعه تکامل یافته که مدنظر غرب است جهت بهروزی فرد در اجتماع است که در حقیقت همان سکولاریزم است. اگوست کنت (1798-1875 م) یکی از نظریه‌پردازان رهیافت اومانیسم است. وی حیات بشر را به سه مرحله تقسیم می‌کند و دین را متناسب با مرحلة ابتدایی بشر می داند. مرحلة سوم که امروز در غرب سیطرة یافته را متکی بر روش علمی می‌داند که دین در آن جایگاهی ندارد. اومانیسم جایگزین تمامی مذاهبی می شود که تا قبل از این اعمال فردی و مناسبات اجتماعی خود را بر اساس بندگی در پیشگاه حضرت حق تعالی انجام می‌دادند.

ژان ژاک روسو مدعی است: « وجدان انسان تنها مرجع تشخیص دهندة خیر و شر است و ارزش ها منبع ماورایی ندارند.»

  جملة معروف روسو دربارة وجدان چنین است: « وجدان! ای وجدان! ای عزیز یزدانی و ابدی! ای ندای آسمانی! ای راهنمای مطمئن جاهلان و بی خبران! قاضی درستکار خیر وشر، که بشر را همانند خدا می‌سازی! تو هستی که بشر را به ذروه رفعت می رسانی و اعمال او را مقرون به صواب می‌سازی. بی تو من هیچ در خود احساس نمی کنم که مرا فوق حیوانات قرار دهد.»

 

امیدوارم بخش اول رضایت‌بخش باشه! در بخش‌های بعد راجع به اعتقادات مکتب اومانیسم، تاثیر بر هنر و در نهایت تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری قرار داره.

  
نویسنده : حسین محمدی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳

در باب زبانشناسی و معماری

آنچه امروز برای شما در نظر گرفتم در حقیقت حاصل زحمت دوست عزیزم جناب آقاب معین سر افرازی است. وقبل از هر سخنی از ایشان به عنوان نویسنده مقاله تشکر می کنم.

در ادامه باید توضیح بدم روال کار این وبلاگ درج قسمتی از مقاله به عنوان مقدمه است عزیزانی که قصد استفاده از مطلب به طور کامل را دارند باید زحمت دانلود کل متن  بکشند.

--------------------------

 

این مطلب در معقوله زبان شناسی و نظریات صاحب نظران این علم و همچنین رابطه معماری با آن به صورت پژوهشی تالیف شده است. نثر ساده و منابع در دسترس از مزایای این مقاله است که پیشنهاد می کنم این مقاله رو به طور کامل مطالعه بفرمایید.

 

 

مقدمه

    از میان هنرمندان ارتباط نویسندگان و ادبا معمولاً با مردم مستقیم تر است و بالعکس ارتباط موسیقی دانان به ویژه در سطوح متعالی غیر مستقیم و مشکل تر است. ارتباط نویسندگان و ادباء آسان تر است چون ادیب و شاعر با زبان مردم می نویسند، زبانی که مردم با آن تکلم می کنند و خود با همان زبان مقاصد و اندیشه هایشان را به همدیگر انتقال می دهند.

    معماری،اگر چه هنری ناب نیست بلکه هنری کاربردی است، ولی یک صفت مشترک با همه هنرها دارد و آن اینکه باید با مردم و برای مردم باشد .نمی توان برای پذیرش یک اثر تنهانظر عده ای خاص را شرط دانست. پیکاسو می گوید: در هنر محله اعیان نشین وجود ندارد.اگر چه در قضاوت و شناخت آثار هنری رای عده ای خاص شرط است ولی آنها خود متاثر از مردم جامعه اند. گوته می گوید: هنرمند باید آن چیزی را بیافریند که مردم باید دوست داشته باشند.

 اما در معماری ارتباط با مخاطب چگونه صورت می گیرد؟ ساختمانها نظامی از نشانه های زبانی نیستند که صرفاً وظیفه انتقال پیام را به عهده داشته باشند. با این که یکی از مولفه های اصلی تجربه فضا فهم معنا و محتوای آن فضاست، ولی تجربه ی انسان از محیط مصنوع و حتی محیط طبیعی تنها به جنبه ادراک معنای آن محیط محدود ومنحصر نیست.ولی اغلب وقتی نمی توانیم با بنایی ارتباط برقرار کنیم به این دلیل است که تجربه ی معناداری از بازدیدآن کسب نکرده ایم.

   البته در نگرش به مقوله معنی در معماری باید دوکلمه ی معمار و معماری را محدود کنیم .طبیعتآ همه شاعران به قصد شاعری شعر می گویندوشعری که به قصد شعر سروده می شود به هر صورت شعر است ولو این که شعری بسیار بد باشد.ولی بسیاری از آثار معماری صرفآ ساختمان هستند.یعنی همه معماران هنگام طراحی مقصد هنری ندارند.بنابراین باید معماری را از صنعت ساختمان سازی تفکیک کنیم.ما معماری را دارای دو لایه در نظر می گیریم در لایه اول اجزا فقط در کنار هم ساختمان را تشکیل می دهند و در لایه دوم همین اجزا برای بیان هدفی والاتر کنار هم قرار می گیرند.

   یوجین راسکین می گوید:((معماری را به سه طریق می توان فهمید :اول مقصد خلاقه طرح ، دوم از طریق استنتاج درونی و سوم از طریق عکس العمل ناظر معمولآ وقتی دو نفر در مورد  مفاهیم معماری یک ساختمان اختلاف نظر دارند زمینه اختلاف را باید در آنجا جستجو کرد که هر یک از آنها ممکن است فقط یکی از سه موضوع را مد نظر قرار داده باشند.))

   اگر بخواهیم شیوه های ادراک افراد از فضا را تحلیل کنیم باید تآثیرات متقابل این عوامل و سایر عوامل تآثیر گذار بر چنین تجاربی را مورد بررسی قرار دهیم.

برای دریافت متن کامل اینجا کلیک کنید

متن کامل 8 صفحه و با حجم 268 کیلوبایت است.

  
نویسنده : خشت یکم ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢

اتو بیوگرافی(بهزاد)

سلام. حامد ازمنم خواست که بیوگرافی خودمو بزارم سایت...

بهزاد زندی هستم متولد جمعه، ماه مهر، سال شصت.

سکوت رو خیلی دوست دارم خصوصاً سکوت ِ موسیقی رو.آدم شلوغی نیستم و دوست هم ندارم خلوت کسی رو به هم بزنم و اکثراً خلوتمو هم با کسی دوست ندارم قسمت کنم.آدم مغروری نبودم و نیستم .موسیقی رو به صورت جدی گوش می دم. مخصوصاً از نوع سنتی و کلاسیکش- جدی گوش دادن خودش مثنوی صد من کاغذه -  اکثر مواقعم در حال گوش دادن به موسیقی هستم حتی زمانی که هیچ وسیله ای برای پخش موسیقی نداشته باشم از صدای استادآواز ایران گرفته تا صدای بلبل شرق. از صدای خداگونِ  بوچلی تا کارراس و بسم الله خان. از سیتار شانکار تا سه تار علیزاده. از موسیقی سامبای مکزیک تا والس های مسحور کننده برامس و کورال بتهوون.

تا جایی که یادم می آد از دوران دبیرستان  هفت هشت نفری بودیم که می خواستیم معماری بخونیم اما آخر سر قرعه فال به نام من افتاد. هر روز که میگذره  معماری می شه تنها سرمایه معنوی من که همه زندگیم تحت الشعاع اونه.  طوری که خیلی وقتها سرزنش میشم که همه زندگیت حتی خورو خوابتم شده معماری. اما چاره ای نیست. همیشه سعی کردم شاگردی بزرگ استادها رو داشته باشم واسه همینم هست که توی دانشگاه همه طرحامو با یه استاد گذروندم و هیچ وقتم از این کار پشیمون نیستم و کلی هم خوشحالم. ماکت ساختنم مثل حامد خوب نیست.ولی نرم افزارهای معماری رو اگه بخوام یاد بگیرم سعی می کنم جامع و کامل یاد بگیرم و دوست دارم هر چی بلدمو به بقیه هم یاد بدم با کمال میل و بدون هیچ منتی. به جرات می تونم بگم Autocad به صورت بسیار حرفه ای بلدم و کار می کنم و تدریسش می کنم.وقت آزاد داشته باشم یا می نویسم یا فیلم می بینم از فیلم های گروه الف گرفته تا فیلم های سینمای تارکوفسکی و تارانتینو و لینچ.

  
نویسنده : بهزادزندی ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱

اتو بیوگرافی(حامد)

به نام یگانه دادار آسمان و زمین

به عنوان اولین مطلب این وبلاگ میخوام شما بازدید کننده گرامی رو با خودم آشنا کنم.

من حامد آخوندی متولد 1364 هستم. متولد شهرستان ازنا (لرستان) و بزرگ شده تهران.

دبستان رو تو مدرسه آزادگان (شهرک لویزان 3) ،دوره راهنمایی رو تو مدرسه رسالت(چیذر)، دبیرستان رو تو شهید مدنی(دزاشیب)، پیش دانشگاهی رو تو مدرسه امام جعفر صادق(پاسداران)،کاردانی تو شهید چمران اهواز(شاخه شمالی دزفول) و کارشناسی رو تو دانشگاه زنجان خوندم.

از لحاظ فیزیکی 179 سانتی متر قد و 93 کیلو وزن دارم که بهم میگه یه کمی تپلم که البته اگه این پروژه تموم بشه یه حالی به این اوضاع میدم. سکوت رو بیشتر از موسیقی دوست دارم ولی بعضی اوقاتم بدون وقفه موسیقی گوش می کنم!

تا اونجایی که یادم می یاد آدم پر صرو صدایی نبودم و نیستم. بد اخلاق نیستم ولی نمیدونم خوش اخلاق هستم یا نه، تکلیف خودمم مشخص نکردم که می خوام مغرور باشم یا فروتن!ولی دوستام بیشتر غرور رو در من دیدند.

از لحاظ سیاسی هم یک عنصر بیطرفم که به همه عقیده ها احترام می ذاره.

مهم ترین چیزی که تو زندگیم بهش رسیدم معماریه، و به عنوان مهم ترین داراییم سعی می کنم در نگهداری و بهبودش کوشا باشم.

من معماری رو در دوره کاردانی دانشگاه دزفول شروع کردم و حالا که دارم براتون این مطلب رو می نویسم در حال کار روی پروژه پایانی دورره کارشناسی ناپیوسته دانشگاه زنجان هستم و البته امیدوار به ادامه راه در دوره کارشناسی ارشد.

ماکت خوب می سازم و هر نرم افزاری رو تا اون اندازه که کارم رو جلو ببره یاد گرفتم. و دارم سعی می کنم به زبان معماری و روند طراحی هم مسلط بشم.

تفریحم اگه وقت کنم فیلم نگاه کردنه، از فیلم های گروه سنی الف گرفته تا فیلم های خفن دیوید لینچ و سینمای فرهیخته.

این مطلب رو از اول وبلاگ آوردم که ببینید هی نگید کجا نظر بدم!!!

 

  
نویسنده : خشت یکم ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱

آزمون ارشد معماری(به بهانه اعلام نتایج)

اول: به تقاضای یک دوست می نویسم.

دوم: من قبول نشدم.

سوم: متاسف نیستم شما هم نباشید.

=========

به همه اونایی که قبول شدن تبریک می گم چون همونطور که می دونید نسبت پذیرش شده ها به متقاضیان در معماری واقعا وحشتناکه و آنچه می نویسم به هیچ وجه از ارزش کار اونها کم نمی کنه

=========

قسمت اول سوال ها در مورد آزمون نظری:

من اصولا انسان خوشبینی هستم اما بعضی وقت ها یه سوال هایی تو ذهنم پیش می یاد که خیلی با این روحیم جور نیست.

چرا منبعی برای ازمون ارشد معرفی نمی شه؟

چرا مثلا دکتر گلابچی یکی دو ماه قبل از ازمون یه کتاب منتشر میکنه و ازش کلی سوال میاد؟

چراباید تو جزوه دو سال پیش بچه های دانشگاه تهران زیر بعضی از مطالب خط کشیده میشد و از اونها سوال می یومد؟(این مورد رو سعید به من نشون داد و من به چشم خودم دیدم و کپی اون جزوه موجود هست)

چرا حداقل منابع رو بعد از برگذاری ازمون معرفی نمی کنن؟

چرا بچه های دانشگاه های دیگه برای جزوه های دانشگاه های تهران باید دست و پا بزنن؟ مگه اون تو چی میگن که تو کتاب ها نیست؟

قسمت دوم سوال ها در مورد آزمون عملی(اسکیس):

می گن ما در اسکیس دچار "صدیقیسم" شدیم! راست میگن؟

حالا سوال مهم تر این صدیقیسم خوبه یا بده و اگه بده چه جوری درمانش کنیم؟

برای درمان صدیقیسم باید آنتی صدیقیسم رو در آزمون ارشد تزریق کنیم؟

چرا باید دو هزار و اندی نفر مجاز بشن که بعد در یک شرایط نا مساعد روی میز های دسته دار آزمون بدن؟

آیا بعد از برگذاری چندین آزمون و البته سالها تجربه تدریس معماری هنوز معیار های ثابتی برای آزمون اسکیس پدید نیومده؟

راستی این قضیه کاغذ آ ٣ چیه دیگه؟ چرا امسال روند طراحی شد باد هوا؟

یه سوال شخصی که برام پیش اومده:

چرا دارین کاری می کنین که آزمون ارشد مثل کارشناسی بشه؟ همه برن سرکلاس های آموزشگاهها یه چند وقت دیگه قلم چی علوی آیندگاه و... آگهی می زنن بشتابید ما شما رو در ١٠ جلسه ارشدی می کنیم.

=========

بابت اون آبمیوه سر جلسه هم ممنون!

=========

می تونید با نوشتن نظرتون در اینجا و یا پاسخ دادن به سوال های زیر در روشن تر شدن این مسئله مارو همراهی کنید.

 

 

  
نویسنده : خشت یکم ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۸
تگ ها : معماری

درآمدی بر فلسفه هنر و زیبایی شناسی (بخش اول)

سلام به همگی؛

تو اینجا دوست دارم  که یه نیم نگاهی به ماهیت هنر و زیبایی‌شناسی داشته باشم ولی قبلش، چند تا نکته هست که باید حتما ذکر بشه:

 

 اولاً من و دوستم فائزه رو این پروژه خیلی زحمت کشیدیم تا به این جایی که خواهید دید برسه.

دوماً اگه کسی می خواد جایی (چه اینترنت و چه پروژه های درسی) ازش استفاده کنه قانون کپی رایت رو باید رعایت کنه و حتما ذکر منبع فراموش نشه.

سوماً حتماً مطالب رو دنبال کنید چون نمی تونم همشو تو یه پست بگم و تو چندین پست قراره ارائه شون بدم.

 

 

مقدمه

سعی من بر اینه که یه نیم نگاهی به ماهیت هنر و زیبایی‌شناسی داشته باشم. پس کل چیزایی که می خوام براتون بگم رو تو سه بخش مطرح می کنم.

تو بخش اول به واژه‌شناسی و تعاریف کلی درباره‌ی هنر و زیبایی‌شناسی می‌پردازیم و دیدگاه‌های فلاسفه‌ و اندیشمندان رو بررسی و تفاوت‌هاشون رو با هم بیان می‌کنیم. البته با فرض اینکه لازمه‌ی بحث کردن درباره‌ی هر موضوعی اینه که بتونیم واژه‌های مورد نظرمون..............................................

بقیه رو توی فایل pdf بخونید....

http://delshodeqan.persiangig.com/document/honar.pdf

 

ادامه مطلب   
نویسنده : الهام فخاری ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٦

اتو بیوگرافی(الهام)

سلام

یه دوستی به اسم زهره ازم خواسته بود که منم مثل حامد آخوندی بیوگرافی خودمو بنویسم. منم به درخواست ایشون نوشتم:

الهام هستم.
متولد 22 امین روز آبان ماه 1365 هستم.
اهل زنجان و بزرگ شده زنجان!
عاشق نقاشی و کتاب خوندن و فیلم دیدن و پیاده روی هستم.البته یه مدتیه که اونطوری که دوست دارم نمی تونم نقاشی کنم و ازش فاصله گرفتم!بچه ها و بازی کردن باهاشون رو شدیدا دوست دارم و اگه ناراحت باشم تنها چیزی که دیدنش بهم آرامش میده یه بچه ناز و تپولیه!رنگای مورد علاقم آبی و قرمزه و از بعضی از تنالیته های رنگ بنفش واقعا متنفرم!
تقریباَ هر نوع موسیقی رو گوش میدم البته بنا به شرایط روحیم، ولی موسیقی سنتی رو ترجیح میدم و دست آخرم بعضی اوقات سکوت رو اختیار می کنم.
تا اونجایی که می دونم مغرور و بداخلاق و از خودراضی نیستم فقط یه کم حساسم!باقیشم باید دوستان بگن!
مثل همه بروبچ معماری، عاشق معماریم و به خاطر پولش یا کلاسش انتخابش نکردم! هنوز که تو اول راه معماری کردنم و خیلی باید تلاش کنم. اسکیسم خیلی خوب نیست ولی راندو کردنم بد نیست، ماکت می سازم ولی نه مثل حامد حرفه ای. از نظر نرم افزارها هم خیلیاشون رو تا حدی که لازمه بلدم و نه بیشتر، فقط اتوکد رو به طور کامل و حرفه ای می تونم کار کنم!
دیگه نمیدونم چی باید بگم ......

 

  
نویسنده : الهام فخاری ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٤

معماری

سلام؛

وقتی پست اقبال پور و نظرات دوستان رو راجع به درد و دلش خوندم، به ذهنم رسید که شاید بد نباشه اصلا ببینیم معماری چیه!

واسه همینم یه چند تا سخن از برخی از معماران راجع به معماری پیدا کردم که اونا رو میزارم؛ امیدوارم با نظرات و همفکری همدیگه بتونیم دست آخر به یه نتیجه برسیم!

“معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام میدهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه میکند . . . روحی که سبک نمیشناسد، تکنیک نمیشناسد، متد نمیشناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش میباشد.”    لویی کان

 

 “معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن می­گذارید و ۳۰ سال با آن همراه می­شوید، تا اینکه کم­کم در این رشته راه می­افتید.”    تام مین

 “مدرنیستها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پستمدرنیستها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند؛ ولی به اعتقاد من، معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکسکننده شرایط ذهنی و زیستی جامعه امروز ما باشد.”   پیترآیزنمن

 "معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد."   اتین لویی بوله

مرحوم سید هادی میرمیران، معماری را رد زمان بر فضا تعریف کرده­است.

فرانک لوید رایت می­گوید معمار بایستی پیامبر باشد.

“ساختمان ها صرفاً کالا نیستند. آنها مانند پرده ای پشت صحنه زندگی ما را در شهر می­سازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما مرتباً در آن به نمایش میپردازیم، چرا که به خلق محیطی میپردازد که تمامی جزئیات روزانه زندگی ما در آن اتفاق می افتد.”    ریچارد راجرز

بعد اینکه تعاریف رو خوندید بد نیست به این سوالا پاسخ بدیم!!!

معماری چیه؟؟؟؟ اصلا به چه کسی میگیم معمار؟؟؟؟؟؟

  
نویسنده : الهام فخاری ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳
تگ ها : معماری