خشت یکم

وبلاگی برای معماری، هنر

در باب زبانشناسی و معماری

آنچه امروز برای شما در نظر گرفتم در حقیقت حاصل زحمت دوست عزیزم جناب آقاب معین سر افرازی است. وقبل از هر سخنی از ایشان به عنوان نویسنده مقاله تشکر می کنم.

در ادامه باید توضیح بدم روال کار این وبلاگ درج قسمتی از مقاله به عنوان مقدمه است عزیزانی که قصد استفاده از مطلب به طور کامل را دارند باید زحمت دانلود کل متن  بکشند.

--------------------------

 

این مطلب در معقوله زبان شناسی و نظریات صاحب نظران این علم و همچنین رابطه معماری با آن به صورت پژوهشی تالیف شده است. نثر ساده و منابع در دسترس از مزایای این مقاله است که پیشنهاد می کنم این مقاله رو به طور کامل مطالعه بفرمایید.

 

 

مقدمه

    از میان هنرمندان ارتباط نویسندگان و ادبا معمولاً با مردم مستقیم تر است و بالعکس ارتباط موسیقی دانان به ویژه در سطوح متعالی غیر مستقیم و مشکل تر است. ارتباط نویسندگان و ادباء آسان تر است چون ادیب و شاعر با زبان مردم می نویسند، زبانی که مردم با آن تکلم می کنند و خود با همان زبان مقاصد و اندیشه هایشان را به همدیگر انتقال می دهند.

    معماری،اگر چه هنری ناب نیست بلکه هنری کاربردی است، ولی یک صفت مشترک با همه هنرها دارد و آن اینکه باید با مردم و برای مردم باشد .نمی توان برای پذیرش یک اثر تنهانظر عده ای خاص را شرط دانست. پیکاسو می گوید: در هنر محله اعیان نشین وجود ندارد.اگر چه در قضاوت و شناخت آثار هنری رای عده ای خاص شرط است ولی آنها خود متاثر از مردم جامعه اند. گوته می گوید: هنرمند باید آن چیزی را بیافریند که مردم باید دوست داشته باشند.

 اما در معماری ارتباط با مخاطب چگونه صورت می گیرد؟ ساختمانها نظامی از نشانه های زبانی نیستند که صرفاً وظیفه انتقال پیام را به عهده داشته باشند. با این که یکی از مولفه های اصلی تجربه فضا فهم معنا و محتوای آن فضاست، ولی تجربه ی انسان از محیط مصنوع و حتی محیط طبیعی تنها به جنبه ادراک معنای آن محیط محدود ومنحصر نیست.ولی اغلب وقتی نمی توانیم با بنایی ارتباط برقرار کنیم به این دلیل است که تجربه ی معناداری از بازدیدآن کسب نکرده ایم.

   البته در نگرش به مقوله معنی در معماری باید دوکلمه ی معمار و معماری را محدود کنیم .طبیعتآ همه شاعران به قصد شاعری شعر می گویندوشعری که به قصد شعر سروده می شود به هر صورت شعر است ولو این که شعری بسیار بد باشد.ولی بسیاری از آثار معماری صرفآ ساختمان هستند.یعنی همه معماران هنگام طراحی مقصد هنری ندارند.بنابراین باید معماری را از صنعت ساختمان سازی تفکیک کنیم.ما معماری را دارای دو لایه در نظر می گیریم در لایه اول اجزا فقط در کنار هم ساختمان را تشکیل می دهند و در لایه دوم همین اجزا برای بیان هدفی والاتر کنار هم قرار می گیرند.

   یوجین راسکین می گوید:((معماری را به سه طریق می توان فهمید :اول مقصد خلاقه طرح ، دوم از طریق استنتاج درونی و سوم از طریق عکس العمل ناظر معمولآ وقتی دو نفر در مورد  مفاهیم معماری یک ساختمان اختلاف نظر دارند زمینه اختلاف را باید در آنجا جستجو کرد که هر یک از آنها ممکن است فقط یکی از سه موضوع را مد نظر قرار داده باشند.))

   اگر بخواهیم شیوه های ادراک افراد از فضا را تحلیل کنیم باید تآثیرات متقابل این عوامل و سایر عوامل تآثیر گذار بر چنین تجاربی را مورد بررسی قرار دهیم.

برای دریافت متن کامل اینجا کلیک کنید

متن کامل 8 صفحه و با حجم 268 کیلوبایت است.

  
نویسنده : خشت یکم ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢