خشت یکم

وبلاگی برای معماری، هنر

تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری (بخش 1)

سلام به همه دوستان و معماران وبلاگ خشت یکم

یه عذرخواهی به حامد آخوندی بدهکارم، از همین جا ازش عذرخواهی می‌کنم(خودش میدونه بابت چی!).

یه تشکر ویژه هم باید از حامد آخوندی داشته باشم که منم به وبلاگش دعوت کرد.

 

تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری (بخش 1)

برای من از همون اول سوال بود چطور یه فلسفه به علم، هنر و در نهایت به معاری تاثیر میذاره؟

و از طرف دیگه وقتی از دوران جدید صحبت می‌شد(راجع به همه چیز؛ سیاست، مدرنیته و قوانین مدنی و اجتماعی و ...) همیشه یه واژه بود که بحث به اون کلمه می‌رسید و اون کلمه " اومانیسم" بود! خیلی دوست داشتم راجع به اومانیسم تحقیق کنم. 

تو درس انسان، طبیعت- معماری به این خواسته‌ها رسیدم، سوال اول رو با خواسته دوم تو یه موضوع جمع کردم و عنوان پروژه این واحد شد: تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری.

(2 نکته: تو این پروژه یه هم‌‌گروهی خوب به نام سعید شیری داشتم و اینکه مطالب به صورت خلاصه اومده)

 

تو بخش اول به یه سری واژه و خود اصل اومانیسم مورد بررسی قرار می‌گیره:

انسان: در لغت به معنای بشر، مردم، آدمی زاده، حیوان ناطق، و ماخوذ است از انس به معنای الفت گرفتن و بعضی گفته اند ماخوذ از نسیان است و ...

انسانیت: یعنی همچون انسان کامل بودن (مقام انسان کامل در تصوف بالاترین مقامی که انسان بدان تواند رسید یعنی مرتبه فناء فی الله است) و این مرتبه ای است که خاص اولیاء است و هر کس به تناسب قابلیت و همتش به مرتبه‌ای از مراتب آن دست می یابد.

انسان‌گرایی: پدیده ای رنسانسی است که در تقابل با انسانیت قرار می‌گیرد، شریعتی در این باره می‌گوید: اومانیسم می گوید که باید ارزش های خارجی را به نام دین، به نام خدا، به نام طبیعت، حقیقت علمی، مصالح عقلی ... و به هر نام دور بریزم، که این خود انسان و طرز ساختمان اوست که مهم است.

 

تفاوت دیدگاه انسانیت و انسان‌گرایی نسبت به انسان:

می‌توان گفت که انسانیت نگاهی آرمانی و کمال‌گرایانه به انسان است و انسان‌گرایی نگاهی ملموس و واقع گرایانه. دگرگونی نگرش انسان به جهان، دگرگونی هویت‌ها را در پی داشت. انسان سنتی (مذهبی) جهان را برهه‌ای می‌دانست میان بودن ازلی و ماندن ابدی: انا لله و انا الیه راجعون، و هویت خویش را خارج از جهان مادی جستجو می‌کرد. انسان مدرن آمده بود تا خود را آن گونه که می‌خواست بسازد.

 

" انسان هنگامی که از مذهب سره خورد،

و هنگامی که به خاطر رنج های درونی و به خاطر ستم‌های اجتماعی و به خاطر تفاوت و تبعیض در خلقت، از خدا رمید به علم رو آورد و در عبد علم به پرستش خویش رسید.

 این انسان فراری، دعوی خود کفایی و خودمحوری داشت، می خواست خود بار خویش را به دوش بگیرد و سنگینی خدایان آسمانی و زمینی را از دوش خود بردارد."

اومانیسم (انسان‌محوری):

اومانیسم در اواخر قرن سیزدهم در ایتالیا شکل گرفت و ابتدا به شکل جنبش ادبی بود. سپس رنگ سیاسی و عقیدتی به خود گرفت و توانست به کشورهایی مانند: آلمان، فرانسه و اسپانیا و انگلیس رخنه کند. اومانیسم جوهر فرهنگی عصر جدید غرب است. بر اساس این اصل، انسان، مدار و محور همه چیز و خالق همه ارزش ها و ملاک تشخیص خیر و شر است، و وجدان انسانی داور نهایی در تشخیص کژی‌ها از خوبی‌هاست و ورای انسان و عمل او، ارزش اخلاقی و فضیلتی وجود ندارد. در تفکر اومانیستی، انسان جای خدا می نشیند.

 

                                   

اومانیسم:

فیور باخ می گوید: « محور دین خدا نیست، بلکه انسان است و دین ساخته و پرداخته دست انسان می‌باشد. اما در حیوانات دیگر چنین قدرتی یافت نمی‌شود. و تنها امتیاز انسان نسبت به حیوانات دیگر برخورداری از عقل، اراده و محبت و هدف خلقت، کمال بخشیدن به آنها می‌باشد.»

مفهوم سکولاریزم وسیع و اومانیسم در اروپا، به فلسفة انسانی معروف است که یکی از زمینه های شکل گیری سکولاریزم در اروپا است و اهتمام بیش از حد به علوم انسانی، از قبیل لغت، شعر و تاریخ و ادبیات نیز ازجمله زمینه های شکل گیری سکولاریزم در اروپا به شمار می‌آیند. البته عوامل دیگری نیز وجود داشته است. هدف از این کار تبیین رابطة انسانها با یکدیگر و ایجاد تفاهم در جهت ایجاد جامعة برتر بود. البته ایجاد جامعه برتر جامعه تکامل یافته که مدنظر غرب است جهت بهروزی فرد در اجتماع است که در حقیقت همان سکولاریزم است. اگوست کنت (1798-1875 م) یکی از نظریه‌پردازان رهیافت اومانیسم است. وی حیات بشر را به سه مرحله تقسیم می‌کند و دین را متناسب با مرحلة ابتدایی بشر می داند. مرحلة سوم که امروز در غرب سیطرة یافته را متکی بر روش علمی می‌داند که دین در آن جایگاهی ندارد. اومانیسم جایگزین تمامی مذاهبی می شود که تا قبل از این اعمال فردی و مناسبات اجتماعی خود را بر اساس بندگی در پیشگاه حضرت حق تعالی انجام می‌دادند.

ژان ژاک روسو مدعی است: « وجدان انسان تنها مرجع تشخیص دهندة خیر و شر است و ارزش ها منبع ماورایی ندارند.»

  جملة معروف روسو دربارة وجدان چنین است: « وجدان! ای وجدان! ای عزیز یزدانی و ابدی! ای ندای آسمانی! ای راهنمای مطمئن جاهلان و بی خبران! قاضی درستکار خیر وشر، که بشر را همانند خدا می‌سازی! تو هستی که بشر را به ذروه رفعت می رسانی و اعمال او را مقرون به صواب می‌سازی. بی تو من هیچ در خود احساس نمی کنم که مرا فوق حیوانات قرار دهد.»

 

امیدوارم بخش اول رضایت‌بخش باشه! در بخش‌های بعد راجع به اعتقادات مکتب اومانیسم، تاثیر بر هنر و در نهایت تاثیر فلسفه‌ی اومانیسم بر معماری قرار داره.

  
نویسنده : حسین محمدی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳